تاریخچه کشتی گیله مردی

کشتی گیله مردی از ورزش های باستانی گیلان است که رد پایش از قرن چهارم هجری در تاریخ کشورمان بر جای مانده است. در اهمیت این ورزش همین بس که چون دیلمیان بر بغداد تسلط یافتند، چنین آیینی را به اجرا درآوردند.
این کشتی، مخصوص مردم عادی گیلان است. به هنگام کشتی عریان می شدند و فقط شلواری مخصوص به تن می کردند. در گذشته به هنگام آغاز مسابقات سالانه ی کشتی گیله مردی، که ابتدا در روستاها و بخش ها و شهرها و شهرستان ها و آن گاه به صورت استانی و بیشتر اوقات بین استان های گیلان و مازندران انجام می شد، یکی دو روز پیش تر از موعد مسابقه، ساز و نقاره می زدند تا دوست داران این ورزش را به دیدن آن دعوت کنند.
زمان برگزاری موشتی کوشتی از زمان خوشه برآوردن شالیزارها، تا هنگامی بود کهباران های موسمی امکان برگزاری آن را ناممکن می کرد. این کشتی جزو مراسم بسیاری از عروسی ها، جشن ها یخرمن، شیلان کشی ها، اعیاد مذهبی و پذیرایی از پادشاهان وامیران بود. در این مقاله نحوه ی انجام کشتی و فنون موشتی کشتی و جایزه ی کشتی شرح داده شده است. دیلیمیان قومی باستانی بودند و ورزش های ساده ی جسمانی را ترجیح می دادند. آورده اند که معزّالدوله در بغداد، هوس تماشای کشتی کرد. حلقه ای در میدان ترتیب دادند، تیرکی افراشتند و پارچه های حریر و ابریشم برآن آویختند و کیسه های پول زیر آن گذاشتند. بر دیوار میدان طبل و نای و بر در آن دهل می زدند. آن گاه به مردم اجازه ی ورود داده شد و هر که زودتر رسیده بود، پارچه ها و پول ها را صاحب می شد. سپس جوانان بغداد آمدند و در هر گوشه ای به کشتی مشغول شدند و برندگان در حضور معزّالدّوله دور دیگری کشتی می گرفتند و آن که بر همه چیره می گردید، حقوق و مستمری می گرفت. در آن مسابقه، چشم ها کور و پاها چلاق می شد 1 یعنی نوعی جنگ تن به تن جدی بود. دو نکته ی مهم از این نوشته بر می آید، یکی آن که، هر آن چه در میدان کشتی از پارچه و پول بر تیرک میان میدان به قول امروزی(برم دار) B6r6m.Där آویخته می شد، متعلق به تماشاچیان بود، برای تشویق شان که به تماشای کشتی گرفتن پهلوانان بیایند. آنان که زودتر از راه می رسیدند، همه ی آن چه را که در میدان بر سر تیرک نهاده بودند تصاحب می کردند و جایزه ی پهلوانان را، بزرگ مجلس می پرداخت. دیگر آن که کشتی ، یک جنگ تن به تن واقعی بود و حریفان برای خاک کردن یکدیگر از انگشت در چشم حریف زدن، پیچاندن دست و پا و ضربه های کاری زدن، کوتاهی نمی کردند. چنان که در عصر مغول متداول بود. کشتی گیله مردی به سبب آن که با تمام اختصاصاتش ویژه ی گیلانیان سرفراز است، بدین نام خوانده شده است و شاید مسمای دیگری هم داشته باشد که با تحقیق و تفحص بیش تر به دست خواهد آمد. اما چنان که از متن تاریخ بر می آید، کشتی گیله مردی مخصوص مردمان عادی روزگاران گذشته بود و امرا و بزرگان و خوانین و خانواده هایشان رویکردی جز تماشا به آن نداشتند و فرزندان خود را از مبادرت به آن منع می کردند. " حضرت اعلی سلطانی به یاغ، موضعی را که مهور است به باددشت ( باغ دشت امروزی)، مضرب خیام اقبال ساختند، روز سه شنبه به تفرج کشتی، دیوان بیاراستند و زورگران زبردست هر بقعه آن جا جمع شدند و تا اواسط شوال همچنان به عشق و کامرانی با همدیگر به سر بردندند و آن چه شرط مروت و فتوت و احسان بود با ( امیره دبّاج) به تقدیم رسانیدند و به انواع طعام ها و شراب ها التفات می فرمودند و مواعظ و نصایح پادشاهانه می گفتند، اما چون امیره ی مذکور را مزاج از حد اعتدال منحرف بود و مواد سودا هر لحظه صورت تضاعف می پذیرفت، هیچ اثر نکرد و خیال فاسد او بر آن جاری گشته بود که با کشتی گیران و مردم زورگر درآویزد و کشتی بگیرد و چنان چه رسم مردم دیلم است که جوانان روغن بر خود می مالند و فراغت می جویند و طعام های لذیذ می نوشند از گوشت و روغن و عسل و مثل هذا تا قوی گردند و زور زیاده شود، تا چون با دیگری درآویزند و کشتی گیرند، مقاومت توانند کرد و آن را داشت می نامند. او نیز بر همین منوال سلوک آغاز کرد و بدان مراقبه می نمود و روز و شب در آن خیال به سر می برد و دو سه نفر از جوانان کشتی گیر را طلب نموده مصاحبت می کرد و مبالغه ها می نمود که: می خواهم در مجلس همایون با کشتی گیران کشتی بگیرم.
حضرت اعلی هر چند به ترک آن خیال مبالغه می فرمود، فایده نکرد و دو نوبت برهنه گشته با گشتی گیران درآویخت و زورهای محکم بکرد و کشتی گیران را چون امر شده بود که با او مساهله کنند، هم چنان می کرند و می افتادند و او از آن شادمان و فرحان می شد. این کشتی مخصوص مردم عادی گیلان و دارای ویژگی هایی بود؛ اندام را با خوردن غذاهای مقوی نیرومند می کردند، بر بدن روغن می مالیدند تا حریف نتواند دست خود را بر آن بند کند و به هنگام کشتی عریان می شدند و فقط شلواری مخصوص بر تن می کردند.
چنین بر می آید که در (سال 881 هجری قمری) نیز چون زمان ما، کشتی گیران هر آبادی با هم به آوردگاه می آمدند و در صف های جداگانه می ایستادند و آن گاه در میدان نبرد با هم کشتی می گرفتند. کشتی گیله مردی را دز گذشته موشتی کوشتی (کشتی به همراه ضربات مشت) می گفتند و این از ویژگی های کشتی گیله مردی بود که در قالب ورزشی ( سنتی) نبرد تن به تن را بدون توسل به حربه ی سرد به جوانان زورمند می آموخت و در حقیقت نوعی ورزش رزمی شمرده می شد که در سرزمین ما رایج گشته بود. متاسفانه ما به جای آن که ورزش های سنتی خود را رونق بدهیمف امروزه ورزش های رزمی دیگر را جانشین آن کرده ایم و کشتی گیله مردی را از روال سنتی اش و فضای باز و آزاد و به داخل فضاهای سرپوشیده ی ورزشی آورده و به اصطلاح آدابته اش کرده ایم. ولی شتی گیله مردی جزئی از میراث فرهنگی به حساب می آید که باید به همان صورت سنتی و اصیل خود اجرا شود. برگزاری این کشتی، بدون در نظر گرفتن وزن و سن و سال است. در میدان کشتی، مبارز طلبیدن، فرصت استراحت خواستن از حریف، در آغاز مبارزهف راه رفتن با حرکات موزون و بر هم زدن دو دست از ویژگی های کشتی گیله مردی است. داور کشتی، فقط به عنوان ناظر بر انجام مسابقه و فنون و پیشگیری ازخطای حریفان در میدان حضور می یابد.. هعر جوان زورمند لایقی می تواند، با تجربه ترین و پیش کسوت ترینکشتی گیر را که پیراهن از تن در آورده و آماده ی نبرد در میدان است، به هماوردی برگزیند، گرچه نصف وزن او را هم نداشته باشد و این امر موجب تشویق جوانان به دلاوری است، زیرا که درمیدان نبرد واقعی نیز هماوردان، این گونه مشخصان را در نظر نمی آورند. در موشتی کوشتی، کشتی گیله مردی اصیل، مشت و سیلی زدن نیز متداول بود و گاه به دو صورت (بزن و نزن) اجرا می شد. رسم نزن آن بیشتر در کشتی گیری جوان ترها تونگوله ها متدوال بود و پهلوانان کارکشته و با تجربه که فنون کشتی گیله مردی را به درستی آموخته بودند، با مقررات ویژه ای از مشت و سیلی برای پرت کردن حواس حریف، بهره می بردند و تا طرف مقابل، می خواست خود را در برابر ضربه های حریف جمع و جور کند، به طریقی از کاردخود غافل می ماند و در چنگ حریف گرفتار می شد، بسیار اتفاق می افتاد، کشتی گیری که با اولین ضربه ی مشتف تعادل خود را از دست می داد، با پشت پای محکم حریف، دستش به زمین می رسید و می باخت.